نظر علي الطالقاني

413

كاشف الأسرار ( فارسى )

تنبيه [ صعود و نزول جهل ] چنانچه عقل را نزول و صعودى است ، جهل را نيز هست و چون نزول عقل به معنى رو آوردن كمال بود به ضعف و صعود به عكس اين ، پس نزول جهل به معنى رو آوردن شرور است به ضعف و صعودش به عكس اين . چه جهل ضد عقل است و لازم ضد هم ضد لازم ضد ديگر است . پس صعود جهل مركّب كه ابليس رجيم باشد به وجود ابو الشرور و به ظهور فرعون و هامان اين امّت به نهايت رسيد . پس هر چند به دو وجود جهل مقارن وجود عقل نبود و لكن عروجشان مقارن هم به نهايت رسيد كما لا يخفى . تنبيه [ در معنى ان ذكر الخير كنتم اوّله و آخره ] فقرهء شريفهء ( ان ذكر الخير كنتم اوّله و آخره ) ( الخ ) سه طور مىتوان معنى كرد . اوّل به قاعده نزول و صعود . پس به همانطور كه ايشان اوّل و آخر عالم امكانند اوّل و آخر همه خيرات هم خواهند بود بالبديهه . دوّم به قاعده شدت و ضعف ، مثل آنكه گوئى همه نورهاى جزئى از نور آفتاب است با آنكه نور چراغ و ستاره و روشنى آتش دخل به او ندارد و از او نطراويده ، بلكه مراد آن است كه نور آفتاب داراى همه اين نورها است با زيادتى بسيار . مثل آنكه گفته‌اند و كلّ الصّيد فى جنب الفراء 264 و چنانچه فرمود ضربة علىّ يوم الخندق افضل من عبادة الثّقلين . 265 سوم به قاعدهء اقتضاء و سببيّت ، زيرا كه افعال مسبّبات را به لحاظى نسبت به مقتضى و اسباب دادن صحيح است و رجوع به آيات و اخبار و عرف نما تا بر تو روشن و ظاهر شود . پس آنچه در اخبار دارد كه حضرت قائم عجّل اللّه فرجه جميع شرور و معاصى كه در دنيا واقع شده ، حتى قتل هابيل ( ع ) مثلا ، به گردن فرعون و هامان اين امّت مىگذارد هم درست است و به يكى از اين سه طور به طريق مانعة الخلوّ نه مانعة الجمع مىتوان معنى كرد تعرف الاشياء باضدادها . 266 پس تو نيز خطاب به اين فرعون و هامان نموده بگو ان ذكر الشّر كنتم اوّله و آخره و اصله و فرعه 267 ( الخ ) . الحمد للّه كه به زبان قلم جارى شد عمده آنچه به زبان لكنت بيان در اين ماه مبارك رمضان جارى شده فالحمد للّه و سلام على عباده الّذين اصطفى سيّما محمّد و آله خير الورى .